X
تبلیغات
لیلای لیلی - لیلای
اگر مجنون دل شوریده‌ای داشت _____ دل لیلی از آن شوریده‌ تر بی


در دنیایی که همه یا گوسفندند یا گرگ

ترجیح میدهم چوپان باشم

همدیگر را بدرید

من نی میزنم



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1391ساعت 12:28  توسط لیلا کبیری  | 


بیم آن است که ما یک شبه مرداب شویم

رفته رفته نکند جعفر کذاب شویم

حمید برقعی



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1391ساعت 12:3  توسط لیلا کبیری  | 


بــﮧ سُــ ــرآغ مَــטּ اگــر مــے آیــــے . . .


تُنــــد و آهستـــﮧ چـــﮧ فَـــــرقــے دآرَد . . . ؟‌؟

تـــو بـــﮧ هَـــــر جـــُـور دِلَـــت خوآســـت بیــــآ . . .

جـــنس ِ تـــنهــآیـــے مــــَטּ چـینــے نیـــسـت . . .

کــﮧ تَــ ــ ـــرَک بــــَردآرَد . . .

تــــُو فقـــَط زُود بیـــــآ



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1391ساعت 10:45  توسط لیلا کبیری  | 


بگذار طعنه زند

بگذار مسخره کند

او کارش تمام است

تیغ زیر گلویش برق می زند

اعدام ...


برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1391ساعت 9:39  توسط لیلا کبیری  | 


وقتی کلید های بهشت را در دستم می گیرم

دلم پر می کشد برای جامعه کبیره

چه زیبا توصیف نموده ای

یا امام النقی علیه السلام

چه جامع و چه کامل

امامانمان را به ما شناسانده ای



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1391ساعت 9:38  توسط لیلا کبیری  | 


هدایت امت به دوش او بود

خدا او را برای همه انتخاب نموده بود

دشمنش خوب او را می شناخت

از این رو

او را به تبعید کشاند

شاید بتواند نور وجود او را

از مردمان بپوشاند

دشمن کور خوانده است

او  امام هادیعلیه السلام است ...



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1391ساعت 9:34  توسط لیلا کبیری  | 


آنکه با رایانه اش

تنها و تنها

ایمیل چک می کند

مشغول چت کردن است

موزیک گوش می دهد

بازی می کند

فقیر است...



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1391ساعت 9:27  توسط لیلا کبیری  | 


آدمی پیغامی فرستاد

آدم یا شبه آدم

نمی دانم هرچه بود

هر چه هست

از جنس ما نیست

کور است

با دشنه شهوت دیده خود را از دست داده

هر چه می بیند آتش است و نار

دوست من

آدمی که ادعای آدمیت می کنی

آلت ات را نگه دار!!!!




برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1391ساعت 9:23  توسط لیلا کبیری  | 


عجیب فصلی است این بهار خدا

فصل عشق و رها شدن ز همه

برخی سرگرم شهوت و غرایز حیوانی اند

و برخی...


... کی آدم می شو یم!!!



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1391ساعت 9:18  توسط لیلا کبیری  | 


دلم هر اندازه هم تنگ باشه به اندازه تو جا داره . همینکه میگم دلتنگم ازم دور میشی



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1391ساعت 8:14  توسط لیلا کبیری  | 


کتابی را که گم می کند

ساعتها در پی اش می گردد

کلیدش را، ساعتش را، خودکارش را و ...

حتی برای جورابش که گم شده نیز وقت می گذارد

برای خیلی از گمشده ها تاسف می خورد

ناراحت می شود

و در برخی مواقع تا مدتها حسرت دارد

اما خودش را که سالهاست گم کرده فراموش نموده

اصلا در پی اش نیست

دنبالش نمی گردد

مگر نشنیدی حضرت علی علیه السلام  فرمود:

در شگفتم از كسى كه گمشده خود را مى‏جويد، در حالى كه «خود» را گـم كرده و در پى يـافتن آن نيست.

_______________________

* عَجِبْتُ لِمَنْ يَنْشُدُ ضالَّتَهُ وَ قَد اَضَلَّ نَفْسَهُ فَلا يَطْلُبُها /  غرر الحکم



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1391ساعت 9:9  توسط لیلا کبیری  | 


اتم را شكافته ايم ولي از درون خود بي خبريم !!!!



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1391ساعت 8:8  توسط لیلا کبیری  | 


روز جمعه

رو به قبله

دست به سینه

بر سر پا

کمترین هدیه از ما

یاد مولا

( السلام علیک یا حجت الله فی ارضه )



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1391ساعت 8:5  توسط لیلا کبیری  | 


رفتـه ای

و من هر روز بـه موریانـه هایی فکر میکنم

که آهستــه و آرام گوشـه های خیالم را میجوند.

تا بـی" خیال " نشده‌ام

برگرد!



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1391ساعت 7:28  توسط لیلا کبیری  | 


وقتي پنجره ها

دود هديه مي آورند

دست خالي ديوار را

ميبوسم



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1391ساعت 6:50  توسط لیلا کبیری  | 


وقتی خسته ایم

کمی استراحت و کمی آسودگی

خستگی را از تنمان در می کند

همواره به فکر خستگی های جسمی مان هستیم

اما از خستگی های روحی مان غافلیم

به فکر خستگی های روحی مان نیستیم

کمی مواظب روحمان باشیم

که خسته نماند

مگر نشنیدی پیامبر خدا صل الله علیه وآله فرمودند:

دلها نيز، همچون بدنها ، خسته مى شوند ؛ پس [براى زدودن خستگى آنها] سخنان دلنشين حكيمانه را به آنها پيشكش كنيد.

__________________________

* إنّ هذهِ القُلوبَ تَمَلُّ كَما تَمَلُّ الأبْدانُ ، فأهْدُوا إلَيها طَرائفَ الحِكَمِ / نهج البلاغة : الحكمة ۹۱/ میزان الحکمه؛ ج3؛ ص187



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1391ساعت 11:28  توسط لیلا کبیری  | 


از هیچ کس خجالت نمی کشد

هیچ کار زشتی را فرو نمی گذارد

هر کردار نا مناسبی را انجام می دهد

در همه جا ، همه وقت ، پیش چشم هر کسی

به او باید گفت لباسی زیباتر بپوشد

لباس بی حیایی بسیار زشت است

مگر نشنیدی حضرت علی علیه السلام  فرمود:

حیاء کلید همه خوبی هاست

حیاء کمال بزرگواری و بهترین خصلت هاست.

___________________________

* الحياءُ مِفْتاحُ كُلِّ الخَير / الحياءُ تَمامُ الكَرَمِ ، و أحسَنُ الشِّيَـمِ / میزان الحکمه، ج3 ، ص279



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1391ساعت 10:40  توسط لیلا کبیری  | 


آیا میدانستید گونه ای از عنکبوت های ماده بعد از جفت گیری

نر های خود را میخورند !؟

آنها تنها موجوداتی هستند که فهمیده اند ، شوهر به هیچ دردی نمیخورد !



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 12:7  توسط لیلا کبیری  | 


باران همیشه می بارد،

اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند.

نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن...



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 11:55  توسط لیلا کبیری  | 


بسیاری کینه ها را در دلم انباشته ام

حتی حاضر نیستم برای لحظه ای آنها را فراموش کنم

بخشش که دیگر محال است، هرگز هرگز

باز برایم سوال است که چرا...

او از من خوشش نمی آید

بی خود و بی جهت از من کینه در دل دارد

هر وقت کارم به فلانی می افتد، گره ای به آن می زند

راه زدودن کینه ها در دل دیگران که مشخص است

مگر نشنیدی حضرت علی علیه السلام  فرمود:

قلب خود را از کینه دیگران پاک کن،‌ تا قلب آنها از کینه تو پاک شود.

_____________________________

* اُحصُدِ الشَّرَّ مِن صَدرِ غَیرِک بِقَلعِهِ مِن صَدرِک / الامالی، ج2، ص 174
برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 11:51  توسط لیلا کبیری  | 


بدش را می گوید

با کراهت از او یاد می کند

هرگاه در جایی سخن از او می شود

بی مهابا هر آنچه به زبانش می آید را جاری می کند

او خوار و کوچک است

او ناتوان است که چنین رفتار می کند

مگر نشنیدی حضرت علی علیه السلام  فرمود:

بدگويي پشت سر ديگران، سلاح ناتوانهاست.

_____________________________

* الْغِيبَةُ جُهْدُ الْعَاجِزِ / نهج البلاغه، حکمت453



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 9:59  توسط لیلا کبیری  | 

من نمی دونم چطوری باید با مردم این زمونه ساخت .


اگه مقنعه ام رو طوری بپوشم که موهام پیدا نباشه میگن : سلام حاجیه
اگه موهام پیدا باشه میگن : سلام خوشگله

اگه برم تو مغازه لهجه محلی صحبت کنم میگن : این یعنی باسوادمونه
اگه فارسی صحبت کنم میگن : مگه از دماغ فیل افتاده

اگه موقع راه رفتن دستم رو عقب جلو کنم میگن : مگه تو پادگان راه میری
اگه به خودم بچسبونم میگن : مامانت خیلی قنداقت کرده

اگه لبخند بزنم و راه برم : میگن سبک سره
اگر لبخند نزنم میگن : با کی پدرکشتگی داره

اگه گاهی وقتا به بعضی چیزا اخم کنم میگن : اوه تو صورتش سگ ...
اگه اخم نکنم میگن : بخار نداره

اگه مانتو بلند بپوشم میگن : بی کلاسه
اگه کوتاه بپوشم میگن : خدا هدایتش کنه

اگه کفش پاشنه بلند بپوشم میگن : بپا نخوری زمین
اگه بدون پاشنه بپوشم میگن : چاقه نمیتونه کفش پاشنه بلند بپوشه

اگه در حیاطمون رو آب و جارو کنم میگن : بسه دیگه ، پول آبتون زیاد میشه
اگه جارو نزنم میگن : چه زن کثیفیه

اگه موهام رو بلند بذارم میگن : اوه خفه شدی کوتاش کن
اگه موهام رو کوتاه کنم میگن : چقدر زیر مقنعه ات موهات پف شده

اگه تو مراسم عروسی آرایش کنم میگن : با عروس خانم اشتباه گرفتیمت
اگه ارایش نکنم میگن پودر مودر چیز نداشتی مگه

اگه به لباسم عطر بزنم بیام بیرون از خونه میگن فرشته ها لعنتت میکنن
اگه عطر نزنم میگن : حقوقت رو چیکار میکنی پس

 اگه پلک هام رو تند تند بهم بزنم میگن : چشاش ضعیفه
اگه یواش بهم بزنم میگن : چشماش کوره

اگه موقع عطسه دستمال جلو دهنم بگیرم میگن : چه بهداشتیه
اگه نگیرم میگن : جلو دهنت رو بگیر

اگه بری دستشویی زود در نیای میگن : قبول باشه
اگه زود در بیای میگن : مارمولک تو دستشویی بود

اگه تو وبلاگت مطلب ننویسی میگن : منتظر نوشته هاتیم
اگه بنویسی میگن : چرت نوشتی

اگه و هزارتا اگه دیگه

خلاصه اینکه تو این دنیا باید تا حد جنون دنبال تعادل باشی و حد وسط رو انتخاب کنی اگر میخوای وسط مردم زندگی کنی


برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 9:8  توسط لیلا کبیری  | 

شخصی از اهل کوفـه در نامه‌ای به امام حسین ـ علیه السلام ـ نوشت: آقای من! مرا به خیـر دنیـا و آخرت آگاه کـن.حضرت برایش نوشت:

به نام خداوند بخشنـده و مهربان، همانا کسی که رضایت خدا را بر خشم مردم ترجیـح دهد خداونـد تعالی امور او را کفایت می کند. و اما کسی که رضایت و خشنودی مردم را بر غضب و خشم خدا ترجیح دهد خداوند تعالی او را به مردم  وا‌می‌گذارد. (أمالی شیخ صدوق، مجلس 36، حدیث 14)


برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 9:42  توسط لیلا کبیری  | 


زمانهائی که گرفتاریم خدا رو می خونیم

بعد از  رفع مشکل دوباره خدا رو  فراموش می کنیم

بعد از یه مدت که این تکرار میشه  می بینیم

هر وقت  می خواهیمش و می خوانیمش او  هست و  این ما هستیم که نیستیم .



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 9:12  توسط لیلا کبیری  | 


ایـטּ روزهــا زیـ ـادے ساڪت شُده امـــ ...


نمے دانمــ چـرا حـ ـرفهایمــ بـہ جـاےِ گلـ ـو از چشـمهـ ـایمــ بـ ـیـرون مے آیـند ...



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 9:9  توسط لیلا کبیری  | 


عشق یک سوءتفاهم است که با گفتن یک

                متاسفم

                      پایان می پذیرد



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 9:9  توسط لیلا کبیری  | 


روزگاریست همه عرض بدن می خواهند

ازدوست فقط چشم ودهن می خواهند

دیو هستند ولی مثل پری می پوشند

گرگ هایی که لباس پدری می پوشند

آنچه دیدند به مقیاس نظرمی سنجند

عشق ها را همه با دور کمر می سنجند

خب طبیعیست که یکروزه به پایان برسد

عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 9:7  توسط لیلا کبیری  | 


یادم نمی رود آقا

غروب جمعه های هر هفته را

دلم بگیرد

تا دلتنگی ام برای شما

دوباره جان بگیرد...



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 9:5  توسط لیلا کبیری  | 


دوست داشتن،

صدای چرخاندن کلید است

عشق،

باز نشدن آن.

کاری که ما بلدیم اما...

باز کردن در است

با لگد...



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 9:3  توسط لیلا کبیری  | 


یه وقتایی هرچقدر هم که عادی رفتار میکنی ...

هرچقدر هم که خودتو بی تفاوت و معمولی نشون میدی ...

ثانیه های آخر که میرسه ...

همون وقت که میخوای به خودت بگی ایندفعه دیگه تونستم خودم کنترل کنم و معمولی باشم ...

این چشمهای بی تربیت رُسوات میکنه ...!!!



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 8:59  توسط لیلا کبیری  | 


حکایت آدمها ، حکایت کفشهاییه که اگه جفت نباشند ...

هرکدومشون هرچقدر هم که شیک باشند ...

هرچقدر هم که نو باشند ...

همیشه لنگه به لنگه اند ...!



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 8:59  توسط لیلا کبیری  | 


درد رو از هر طرف بخونی میشه درد ... اما درمان و از آخر بخونی میشه نامرد ...!

مواظب باشیم واسه دردمون به هر درمانی تکیه نکنیم ...!!!



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 8:58  توسط لیلا کبیری  | 


در عجبم که زنان از خدای به این بزرگی فقط یک شوهر میخواهند ، ولی از شوهر به این درماندگی تمام دنیا را طلب میکنند.



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 8:58  توسط لیلا کبیری  | 


برای اینکه پشه ها کاملا ناامید نشوند ، دستم را از پشه بند بیرون میگزارم ...!



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 8:57  توسط لیلا کبیری  | 


چــرا آدمـــا نمیـــدونن

بعضــــــــی وقتهــــا

خـــــداحافـــــظ یعنـــــــی :

" نــــذار برم "



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 8:43  توسط لیلا کبیری  | 


باران همیشه می بارد،


اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند.


نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن...

برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 7:42  توسط لیلا کبیری  | 


مثل آن مسجد بین راهی تنهایم..

هر کس هم که می آید مسافر است..

می شکند هم نمازش را...

هم دلم را....

و میرود...



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 6:41  توسط لیلا کبیری  | 


انتظار کشیدن چه سخت است

خصوصا آنگاه که دلت بی قرار است و چشمانت اشکبار

شاید به دیدارش نائل شویم

امیدوارم



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 9:19  توسط لیلا کبیری  | 


گفتم منتظرت هستم

اما نمی دانم چرا خوابم بُرد...



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 9:16  توسط لیلا کبیری  | 


از یــــک جایی به بعـد ُ

دیگـــــــر حتـــی بدتر هم نمی شـود ..



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 8:40  توسط لیلا کبیری  | 


من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم

که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 7:54  توسط لیلا کبیری  | 


جا مانده است

چیزی جایی

که هیچ گاه دیگر
هیچ چیز
جایش را پر نخواهد کرد



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 7:53  توسط لیلا کبیری  | 


تو زندگیت باید به بعضیا بگی

عزیزم من چشم می ذارم تو فقط برو گمشو ...



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 7:5  توسط لیلا کبیری  | 


قبلا پشه ها دست و گردن می خوردن ، الان لب میخورن ، ترسم از آینده ست ...

ما هم که خواب سنگین ... والا ...



برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 7:4  توسط لیلا کبیری  | 

دستانت که مال من باشد

دیگر کسی مرا دست کم نمی گیرد


برچسب‌ها: لیلای, لیلی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 7:3  توسط لیلا کبیری  |