363

برای نابود کردن یک فرهنگ
نیازی نیست کتابها را سوزاند
کافیست کاری کنید مردم آنها را نخوانند . . .

362

کم کم دارد ، زیاد می شود

دلتنگی هایم از تو

بگو ، چه کنم ؟!

چاره اش چیست ؟

361

یک کت

و

دو شلوار مــردانه !

تازگی ها اینجوری تبلیغ می کنند!

ولی ، نمی دانم چرا ؟

360

درد دل پسرا :
خرج عروسی رو که ما پسرا میدیم اونوقت میگن عروسی ...!
خونه ام که ما پسرا میگیریم میشه خونه ی عروس ...!!
از اون بدتر جونت درمیره کار میکنی یه ماشین میخری اونم میشه ماشین عروس ...!!!
دیگه بدتر ۴روز دیگه بچه برادرت به مامانش میگه مامان مامان بریم خونه زن عمو اینا ...!!!!
اون وقت دخترا میگن حقشون ضایع شده ...

359

می دونی بن بست زندگی کجاست ؟

جایی که نه حق خواستن داری

نه توانایی فراموش کردن ... 

358

دبروز به ریحانه میگم اگه فلانی بیاد خواستگاریت جوابت چیه؟

گفت: بعله

اخلاق خوب ؛ موقعیت خوب و ...

هر دختری از خداشه زن اون باشه

357

محشر پر از هیاهو بود و زن در اضطراب.
بی مقدمه فریاد کشید:
خدایا! خودت مرا زیبا آفریدی ، خودت مرا آراستی و جلوه دادی،
همین ها بود که دام زندگی ام شد...
حرفش تمام نشده بود که مریم را آوردند؛ مریم مقدس.
تا نگاهش کرد، از زیبایی اش مبهوت شد و از عفّتش غرق در خجالت.
دیگر حرفی برای گفتن نداشت...

356

زمان مکالمات تلفنی
پسر به پسر = ۰۰:۰۰:۵۹
مادر به پسر = ۰۰:۱۰:۳۰
پدر به پسر = ۰۰:۰۲:۳۶
پسر به دختر = ۰۱:۱۵:۰۱
دختر به دختر = ۰۰:۲۹:۵۹
دختر به پسر = ۰۰:۰۰:۰۵

355

از تـو دلـگـیـر نـیـسـتـــــــم...

از دلـم دلـگـیــــرم !

کـه نـبـودنـتـــــــــــ را صـبـــــورانـه تحمــــل مـیـکـنـــد...

بـی هـیـچ شـکـوه ای... !!

354

تا یک ساعت پیش، پیش ریحانه بودم

دو ساعتی با هم بودیم و آیس پکی خوردیم

حرف هایی زدیم و از هر دری چیزی به میان امد

برایش از حجاب و نماز گفتم و دینداری عجیب این مردم

از اینکه به کسی گفتم چرا نماز نمی خوانی گفت مرغ و دلار گران شده

و غیره و غیره ...

تا متروی شهر ری رساندمش و چند باری بوسیدمش

پول همراهش نبود

ده تومن هم به او دادم

نمی گرفت؛ به زور گرفت

و خداحافظ ...



* راستی ریجانه یه عروسک خیلی کوچولو و ناز بهم هدیه داد.

353

دیــگـــر هیـچ نمی گــویـَم

 

تو هم هیــچ نَگو !

 

چون ایـن روزهـا می شکنـَم 

 

به آسانی سکــــوت

352

چه بى تفاوت زندگى میکنند آدم ها بى آنکه بدانند

در گوشه اى از دنیا تمام دنیاى کسى شده اند !!!

351

هركسي عكس بي هوا نداره. بايد واسه يكي خيلي مهم باشي كه دوربينُ بگيره دستش ، كادر ببنده ، صبر كنه. تو كه برگردي طرفش يهو فلاشُ ببيني. هركسي نداره از اين عكسا ..

شاعره جوان و دوست داشتنی، عارفه دهقانی عزیزم ...

عارفه دهقانی شاعر معاصر

349


وقتی خودت را سیگار فرض می کنی، حال و روزت می شود مثل من!

یکی پیدا می شود که با لبخند دستانت را می گیرد؛
آتشت می زند؛ و می کشد شیره ی وجودت را.
وقتی خاکستر، تمام وجودت را گرفت؛ زیر پا له می کند باقیمانده ات را

و دستش را به سمت نخ های بعدی دراز می کند.

348


"هر چه بیشتر نگاه کنی، افراد زیباتری پیدا می کنی"
این قانون چشم های  خیابان نشین است
چشم هایی که لذت عشق را از صاحبانشان می گیرند

347

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

346

من زنم !

نگاه به بدن و صدای ظریفم نکن ،

اگر بخواهم تمام هویت مردانه ات را به آتش خواهم کشید ...

345

داشتم حسودی می کردم . . .

به زن و مردی که دست هم را . . .

گرفته بودند و توی پیاده رو قدم می زدند . . .

و چه عاشقانه هم بود . . .

که یک لحظه مرد برگشت . . .

و نگاهی انداخت توی چشمانم . . .

و چشمکی هم رویش . . .

حیف آن حسودی کردنم . . . !

344

وقـتی از چـشمِ کـسی بیُــفتی ،

مثلِ یــك قـــطره اشک

دیگه فــرقـی نمیــکنه کجـــا بـــاشی !؟

گوشه ی چشم

رویِ گونه

و یا ..

رویِ خــاک !

تـــو دیـگه چــکیــدی

343


وقتی که از هم بوسه می‌گیریم

خون جدیدی در رگ ذرّات

حس قشنگی در دل اشیاء ...

342

دلم خیلی گرفته

دیشب تلفنی صحبت می کردیم

گفت نمی تونه بیاد

بزاش سخته

شوکه شدم

و دلم گرفت ...

341

جسابی همه چی به هم پیچیده

این قضیه ..بازی ما هم مکاقاتی شده

دیگه دیشب همه چیز رو تموم کردم

تماس گرفتم گفتم من نمی تونم بیام

شما برگردید

دعا کنید

340

چه قانونیه که هرچی پسر خوشگله گیر دختر زشت میفته!

هر چی هم دختر خوشگله گیره پسر زشت ؟!
من نگران خودمم 
احتمالاً اگه این قانون درست کار کنه گودزیلا گیرم میاد !

زمین ...

فقط تصور كنيد كه بتوانيم سن زمين را كه غير قابل تصور است ، فشرده كنيم و هر صد ميليون سال آن را يك سال در نظر بگيريم !

در اينصورت كره زمين مانند فردي 46 ساله خواهد بود!
هيچ اطلاعي در مورد هفت سال اول اين فرد وجود ندارد و در باره ي سالهاي مياني زندگي او نيز اطلاعات كم و بيش پراكنده اي داريم !
اما اين را ميدانيم كه در سن 42 سالگي ، گياهان و جنگلها پديدار شده و شروع به رشد و نمو كرده اند.
اثري از دايناسورها و خزندگان عظيم الجثه تا همين يكسال پيش نبود !
يعني زمين آنها را در سن 45 سالگي به چشم خود ديد و تقريبا 8 ماه پيش پستانداران را به دنيا آورد .
در اوايل هفته ي پيش ميمون هاي آدم نما به آدمهاي ميمون نما تبديل شدند!
و آخر هفته گذشته دوران يخ سراسر زمين را فرا گرفت .
انسان جديد فقط حدود 4 ساعت روي زمين بوده و طي همين يك ساعت گذشته كشاورزي را كشف كرده است !!!
بيش از يك دقيقه از عمر انقلاب صنعتي نمي گذرد و.....
حالا ببينيد انسان در اين يك دقيقه چه بلائي بر سر اين بيچاره ي 46 ساله آورده است !!!
او از اين بهشت يك آشغالداني كامل ساخته است .
او خودش را به نسبتهاي سرسام آوري زياد كرده ، و نسل 500 خانواده از جانداران را منقرض كرده است!
سوختهاي اين سياره را مال خود كرده و همه را به يغما برده است!
و الان هم مثل كودكي معصوم و بي تقصير ايستاده و به اين حمله ي برق آسا نگاه ميكند !!

338

و عــ ـ ـ ـشق آنکه دل از او به اشـ ـ ـ ـتیاق می افتد      بدون آنــکه بخــواهــیم اتـ ـ ـ ـفاق می افتد !

337

دعا کن کارهای آمدنم ردیف شود. امروز بعد از دو روز آمده ام مجمع. دعا کن نامه ام زودتر بیاید و بقیه ادارات هم به راحتی راه بیافتد. امید است به آمدن.

336

دو سه روزی است چیزی برایت ننوشته ام. خودم هم دلم تنگ شده تا برایت بنویسم. دیشب مانند گذشته ها، چهل و پنج دقیقه صحبت کردیم. مهم نبود چه می گوییم. مهم این بود که با هم بودیم و با هم سخن می گفتیم و صدای نفس یکدیگر را می شنیدیم. عالی بود.



دیشب که صحبت می کردیم اصلا گمان نمی کردم اینقدر زیاد شده. مثل ثانیه ای گذشت چون برق و باد. دیشب که صحبت می کردیم هنوز دوستم داشتی و هنوز از زندگی با من پر از ایرادات راضی بودی. دیشب که صحبت می کردیم هنوز مشتاق دیدنم بودی و منتظر به هم رسیدن. دیشب که صحبت می کردیم دلواپس من بودی و نگران تنهایی ام و آنچه خودت می دانی. دیشب که صحبت می کردیم چون مادری مهربان همه چیزم را بررسی کردی و به همه آنها رسیدگی نمودی. فدای تو عزیزم...

یا امام رضا

.. چنان گنجشک های ریزه خوارت معتقد هستم
به سقاخانه ات ..بامت..به صحنت .. برکت نانت..
هوا بارانی و سردست.. جایی می دهی آقا!
مرا در کنجی از آیینه بندان شبستانت؟

334

وقتی تبر به جنگل آمد؛
 درختان فریاد زدند و گفتند:
نگاهش کنید دسته اش از جنس ماست...!

333

امروز تهران آخرین روز تعطیلات را سپری می کند و اگر موفق شوم فردا بلیط هواپیمای شما را جا به جا می کنم و برای خودم هم بلیط رزرو می کنم. البته می گویند پروازها پر است اما باید دید قسمت چیست.

دو روزی می شود که یک دل سیر با هم نتلیده ام. در واقع با تلفن حرف نزده ایم. اما با این وجود هنوز می دانم که سخت عاشقم هستی و حتما تو هم می دانی که سخت عاشقت هستم.

332

دیروز خیلی تنها بودم

تنهای تنها

چشم چپم هم اذیت می کرد

آخر سر بستمش اما باز کلافه شدم و باز کردم

کارم در پورتال تمام شده و باید بروم

انشاله نامه ام را ماضا کنند و به خیر و خوشی بگذرد

منتظرم ...

331

عشق میـخواهم ولی همراه اشـك و آه نه
رشــته ی مستحكمی بازی باد و كاه نه

330

دیروز چند تا اس بین من و ریحانه رد و بدل شد

در آخر نوشتم که: نمی دونم دیروز چیکار کردی که از فکرم خارج نمیشه

بعد چند ساعت که تلفنی صحبت کردیم

گفت راست میگی گفتم آره گفت خوشحالم اینجوره

یه چیزی هم گفت که دلم رو سوزوند

گفت با هزار بدبختی پول در می آرم ...

329

چند روز دیگه امتحان دارم

هیچی هم درس نخوندم

دعا کنید این امتحانها هم به خیر و خوشی بگذره

وگرنه بدبخت میشم ...

328

باز هم ریحانه - اما ریحانه ای دیگر

روبه روی فرهنگسرای اشراق سوار ماشین شد

البته بعد از کلی دنگ و فنگ

اولش اشتباهی سوار ماشین کس دیگر شده بود

با هم آمدیم قم و برگشتیم

در راه کلی حرف زدیم و از هر دری گفتیم

گفتگویمان هم در رابطه با مسائل اصلی یک ساعت و نیم طول کشید

جلسه خوبی بود  -  خدا خیرش بدهد با این همه اطلاعاتش

به خاطر این جلسه دوبار جاده قم را رفتم و برگشتم

327

دیروز پدرم در اومد

تا گوهر دشت کرج رفتم و برگشتم

شش ساعت پشت فرمون ماشین له شدم

اما متاسفانه ندا رو موفق نشدم ببینم

دیشب آخر شب اس داد عذر خواهی کرد

یه مشت دروغ هم ردیف کرد

حیف شد که نشد...

326

دو ساعت دیگه راه می افتم می رم کرج

می رم دختری به نام ندا رو ببینم

دختری که تنها یک عکس ازش دیدم

دعا کنید ...

325

دیروز جواب نداد

ریحانه را می گویم

دوباره اس دادم

اما هیچ خبری نشد

رفت که رفت

دلم خیلی شکست

ازش خوشم آمده بود

با آن صدای قشنگش


324

هنوز از ریحانه خبری نیست

دعا کنید امروز بی خبرم نگذارد

دلم برایش یک ذره شده ...


323

     شور شیدایی خود عالمی است که نصیب هرکسی نمی شود و آنکه نصیبش شده اگر توان نداشته باشد غالب تهی می کند. باید مرد میدان باشی تا توان دیده دوختن به نگاری مه پاره داشته باشی و در دم قالب تهی نکنی. چه بسیار عشاق سینه چاکی که از دیده، سوختن را آغاز نمودند و راهشان به همانجا کشید که پروانه ی مدهوش شمع. برای همین است که می گویند آنکه نچشیده نمی داند. از همین رو فرمود: آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم ...

پس برای عاقبتم دعا کن ...

322

زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست         راه هزار چاره گر از چار سو ببست

شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو         ابرو نمود و جلوه گری کرد و رو ببست

     شرح فراق مرا در این دو بیت به خوبی می بینی. آنجا که مرا به شیدایی واداشتی و جلوه گری ها نمودی و اکنون که نقاب بر خود کشیده ای و حسرت دیدارت آرزوی دل من شده است. هر لحظه به امیدی هستم که نسیمی از سوی تو بر من بنوازد و گرمای رخسارت و عطر دلنشینت را برایم به ارمغان بیاورد.

321

دیروز نه پریروز وقتی از خواب بلند شدم و گوشی ام را چک کردم

یک اس از ریحانه آمده بود

نوشته بود دیگر نمی توانم با شما ارتباط داشته باشم

وقتی جواب دادم و علتش را خواستم

چند ساعت بعد پاسخ هایی داد و اس ام اس هایی رد و بدل شد

حال مادرش خوب نیست

برده اندش بیمارستان

برایش دعا کنید

دوباره امشب اس دادم

خدا کند صبح جواب دهد

خیلی تو فکرشم و اصلا از ذهنم عبور نمی کند ...


320

دیشب به ریحانه اس دادم که فرصت کردی بگو زنگ بزنم

جواب داد آخر شب میگم

ساعت یازده و خورده ای اس داده که نمیشه امشب صحبت کنیم

دلم خیلی گرفت

دلم خیلی برایش تنگ شد

عاشق صدایش شده ام

خیلی زیبا و نازنین است

اما نشد با هم صحبت کنیم


319

هرجای خانه را که نگاه می کنم خاطره ای از تو جلوی چشمانم رژه می رود و دلم را تنگ تر می کند و تپش قلبم را صدبرابر. نمی دانی که یاد تو افتادن چقدر انسان را سر ذوق می آورد و چقدر دوری را سخت تر می کند.
عیبی نیست
این روزها هم دارد می گذرد و ...
اما آنچه از این روزها عایدم شده اینکه با تک تک سلول هایم دیوانه ات هستم و مجنون وار عاشقت
خودت هم خوب می دانی که چقدر مرا مست خود کرده ای...

318

دقایقی پلک هایم سنگین شد. اگر می دانستم چنین می شود آرزو می کردم تمام عمر مرا خواب بگیرد. همین که خوابم برد تو را در خواب دیدم. دیدن تو برایم مانند افسانه ای شده و این خواب خودش غنیمتی است. مانند پری دریایی بودی. آرام و با وقار. شاداب و سرزنده. جمالت چه شکوهی داشت و چشمان پر فروغت چقدر زلال بود. هر چه بود دقایقی بود که باید عنیمت شمرده می شد. من بود و خیال تو.

317

و چه حس آشنایی ...
و سخت تر از همه اینه که همه فکر می کنن حالت خوبه!
الهی!فقط خودت میدونی این تو چه غوغایی هستش

316


دیشب با ریحانه بیست دقیقه تلفنی صحبت کردم

آدرس دادم آمد پای نت عکسمو دید

میگفت چقدر نازی

خیلی خوشش اومده بود

از اخلاقم پرسید

توضیحاتی دادم

بعد از مدتی اس ام اس دادم نظرت چیه

گفت از شوک چند روز پیش خارج شدم

نظرم تغییری نکرده و مشکلی با موقعیت شما ندارم

 -  ده روز دیگه از ارومیه بر می گردند و میبینمش... (انشاالله)


315

این روزها کسلم

خوابالودگی هم اضافه شده

لبخند میزنم

می خندم

کتاب میخوانم

کوبلن می دوزم

حرف می زنم

ولی این فقط روکش چهره ام است

مهمانی های دورهمی رو دوست دارم.. خیلی..

خصوصأ جمع دیروز را..

دنیایم را رنگی تر از اینی که هست می خوام ...