362
دلتنگی هایم از تو
بگو ، چه کنم ؟!
چاره اش چیست ؟
361
و
دو شلوار مــردانه !
تازگی ها اینجوری تبلیغ می کنند!
ولی ، نمی دانم چرا ؟360
خرج عروسی رو که ما پسرا میدیم اونوقت میگن عروسی ...!
خونه ام که ما پسرا میگیریم میشه خونه ی عروس ...!!
از اون بدتر جونت درمیره کار میکنی یه ماشین میخری اونم میشه ماشین عروس ...!!!
دیگه بدتر ۴روز دیگه بچه برادرت به مامانش میگه مامان مامان بریم خونه زن عمو اینا ...!!!!
اون وقت دخترا میگن حقشون ضایع شده ...
359
جایی که نه حق خواستن داری
نه توانایی فراموش کردن ...
358
گفت: بعله
اخلاق خوب ؛ موقعیت خوب و ...
هر دختری از خداشه زن اون باشه
357
بی مقدمه فریاد کشید:
خدایا! خودت مرا زیبا آفریدی ، خودت مرا آراستی و جلوه دادی،
همین ها بود که دام زندگی ام شد...
حرفش تمام نشده بود که مریم را آوردند؛ مریم مقدس.
تا نگاهش کرد، از زیبایی اش مبهوت شد و از عفّتش غرق در خجالت.
دیگر حرفی برای گفتن نداشت...
356
زمان مکالمات تلفنی
پسر به پسر = ۰۰:۰۰:۵۹
مادر به پسر = ۰۰:۱۰:۳۰
پدر به پسر = ۰۰:۰۲:۳۶
پسر به دختر = ۰۱:۱۵:۰۱
دختر به دختر = ۰۰:۲۹:۵۹
دختر به پسر = ۰۰:۰۰:۰۵
355
از دلـم دلـگـیــــرم !
کـه نـبـودنـتـــــــــــ را صـبـــــورانـه تحمــــل مـیـکـنـــد...
بـی هـیـچ شـکـوه ای... !!
354
دو ساعتی با هم بودیم و آیس پکی خوردیم
حرف هایی زدیم و از هر دری چیزی به میان امد
برایش از حجاب و نماز گفتم و دینداری عجیب این مردم
از اینکه به کسی گفتم چرا نماز نمی خوانی گفت مرغ و دلار گران شده
و غیره و غیره ...
تا متروی شهر ری رساندمش و چند باری بوسیدمش
پول همراهش نبود
ده تومن هم به او دادم
نمی گرفت؛ به زور گرفت
و خداحافظ ...
* راستی ریجانه یه عروسک خیلی کوچولو و ناز بهم هدیه داد.
353
تو هم هیــچ نَگو !
چون ایـن روزهـا می شکنـَم
به آسانی سکــــوت
352
در گوشه اى از دنیا تمام دنیاى کسى شده اند !!!
351
هركسي عكس بي هوا نداره. بايد واسه يكي خيلي مهم باشي كه دوربينُ بگيره دستش ، كادر ببنده ، صبر كنه. تو كه برگردي طرفش يهو فلاشُ ببيني. هركسي نداره از اين عكسا ..
شاعره جوان و دوست داشتنی، عارفه دهقانی عزیزم ...

349
وقتی خودت را سیگار فرض می کنی، حال و روزت می شود مثل من!
یکی پیدا می شود که با لبخند دستانت را می گیرد؛
آتشت می زند؛ و می کشد شیره ی وجودت را.
وقتی خاکستر، تمام وجودت را گرفت؛ زیر پا له می کند باقیمانده ات را
و دستش را به سمت نخ های بعدی دراز می کند.
348
"هر چه بیشتر نگاه کنی، افراد زیباتری پیدا می کنی"
این قانون چشم های خیابان نشین است
چشم هایی که لذت عشق را از صاحبانشان می گیرند
347
346
نگاه به بدن و صدای ظریفم نکن ،
اگر بخواهم تمام هویت مردانه ات را به آتش خواهم کشید ...
345
به زن و مردی که دست هم را . . .
گرفته بودند و توی پیاده رو قدم می زدند . . .
و چه عاشقانه هم بود . . .
که یک لحظه مرد برگشت . . .
و نگاهی انداخت توی چشمانم . . .
و چشمکی هم رویش . . .
حیف آن حسودی کردنم . . . !
344
مثلِ یــك قـــطره اشک
دیگه فــرقـی نمیــکنه کجـــا بـــاشی !؟
گوشه ی چشم
رویِ گونه
و یا ..
رویِ خــاک !
تـــو دیـگه چــکیــدی
343
وقتی که از هم بوسه میگیریم
خون جدیدی در رگ ذرّات
حس قشنگی در دل اشیاء ...
342
دیشب تلفنی صحبت می کردیم
گفت نمی تونه بیاد
بزاش سخته
شوکه شدم
و دلم گرفت ...
341
این قضیه ..بازی ما هم مکاقاتی شده
دیگه دیشب همه چیز رو تموم کردم
تماس گرفتم گفتم من نمی تونم بیام
شما برگردید
دعا کنید
340
چه قانونیه که هرچی پسر خوشگله گیر دختر زشت میفته!
زمین ...
فقط تصور كنيد كه بتوانيم سن زمين را كه غير قابل تصور است ، فشرده كنيم و هر صد ميليون سال آن را يك سال در نظر بگيريم !
در اينصورت كره زمين مانند فردي 46 ساله خواهد بود!هيچ اطلاعي در مورد هفت سال اول اين فرد وجود ندارد و در باره ي سالهاي مياني زندگي او نيز اطلاعات كم و بيش پراكنده اي داريم !اما اين را ميدانيم كه در سن 42 سالگي ، گياهان و جنگلها پديدار شده و شروع به رشد و نمو كرده اند.اثري از دايناسورها و خزندگان عظيم الجثه تا همين يكسال پيش نبود !يعني زمين آنها را در سن 45 سالگي به چشم خود ديد و تقريبا 8 ماه پيش پستانداران را به دنيا آورد .در اوايل هفته ي پيش ميمون هاي آدم نما به آدمهاي ميمون نما تبديل شدند!و آخر هفته گذشته دوران يخ سراسر زمين را فرا گرفت .انسان جديد فقط حدود 4 ساعت روي زمين بوده و طي همين يك ساعت گذشته كشاورزي را كشف كرده است !!!بيش از يك دقيقه از عمر انقلاب صنعتي نمي گذرد و.....حالا ببينيد انسان در اين يك دقيقه چه بلائي بر سر اين بيچاره ي 46 ساله آورده است !!!او از اين بهشت يك آشغالداني كامل ساخته است .او خودش را به نسبتهاي سرسام آوري زياد كرده ، و نسل 500 خانواده از جانداران را منقرض كرده است!سوختهاي اين سياره را مال خود كرده و همه را به يغما برده است!و الان هم مثل كودكي معصوم و بي تقصير ايستاده و به اين حمله ي برق آسا نگاه ميكند !!
338
و عــ ـ ـ ـشق آنکه دل از او به اشـ ـ ـ ـتیاق می افتد بدون آنــکه بخــواهــیم اتـ ـ ـ ـفاق می افتد !
337
دعا کن کارهای آمدنم ردیف شود. امروز بعد از دو روز آمده ام مجمع. دعا کن نامه ام زودتر بیاید و بقیه ادارات هم به راحتی راه بیافتد. امید است به آمدن.
336
دو سه روزی است چیزی برایت ننوشته ام. خودم هم دلم تنگ شده تا برایت بنویسم. دیشب مانند گذشته ها، چهل و پنج دقیقه صحبت کردیم. مهم نبود چه می گوییم. مهم این بود که با هم بودیم و با هم سخن می گفتیم و صدای نفس یکدیگر را می شنیدیم. عالی بود.
دیشب که صحبت می کردیم اصلا گمان نمی کردم اینقدر زیاد شده. مثل ثانیه ای گذشت چون برق و باد. دیشب که صحبت می کردیم هنوز دوستم داشتی و هنوز از زندگی با من پر از ایرادات راضی بودی. دیشب که صحبت می کردیم هنوز مشتاق دیدنم بودی و منتظر به هم رسیدن. دیشب که صحبت می کردیم دلواپس من بودی و نگران تنهایی ام و آنچه خودت می دانی. دیشب که صحبت می کردیم چون مادری مهربان همه چیزم را بررسی کردی و به همه آنها رسیدگی نمودی. فدای تو عزیزم...
یا امام رضا
334
333
امروز تهران آخرین روز تعطیلات را سپری می کند و اگر موفق شوم فردا بلیط هواپیمای شما را جا به جا می کنم و برای خودم هم بلیط رزرو می کنم. البته می گویند پروازها پر است اما باید دید قسمت چیست.
دو روزی می شود که یک دل سیر با هم نتلیده ام. در واقع با تلفن حرف نزده ایم. اما با این وجود هنوز می دانم که سخت عاشقم هستی و حتما تو هم می دانی که سخت عاشقت هستم.
332
تنهای تنها
چشم چپم هم اذیت می کرد
آخر سر بستمش اما باز کلافه شدم و باز کردم
کارم در پورتال تمام شده و باید بروم
انشاله نامه ام را ماضا کنند و به خیر و خوشی بگذرد
منتظرم ...
331
رشــته ی مستحكمی بازی باد و كاه نه
330
در آخر نوشتم که: نمی دونم دیروز چیکار کردی که از فکرم خارج نمیشه
بعد چند ساعت که تلفنی صحبت کردیم
گفت راست میگی گفتم آره گفت خوشحالم اینجوره
یه چیزی هم گفت که دلم رو سوزوند
گفت با هزار بدبختی پول در می آرم ...
329
هیچی هم درس نخوندم
دعا کنید این امتحانها هم به خیر و خوشی بگذره
وگرنه بدبخت میشم ...
328
روبه روی فرهنگسرای اشراق سوار ماشین شد
البته بعد از کلی دنگ و فنگ
اولش اشتباهی سوار ماشین کس دیگر شده بود
با هم آمدیم قم و برگشتیم
در راه کلی حرف زدیم و از هر دری گفتیم
گفتگویمان هم در رابطه با مسائل اصلی یک ساعت و نیم طول کشید
جلسه خوبی بود - خدا خیرش بدهد با این همه اطلاعاتش
به خاطر این جلسه دوبار جاده قم را رفتم و برگشتم
327
تا گوهر دشت کرج رفتم و برگشتم
شش ساعت پشت فرمون ماشین له شدم
اما متاسفانه ندا رو موفق نشدم ببینم
دیشب آخر شب اس داد عذر خواهی کرد
یه مشت دروغ هم ردیف کرد
حیف شد که نشد...
326
می رم دختری به نام ندا رو ببینم
دختری که تنها یک عکس ازش دیدم
دعا کنید ...
325
دیروز جواب نداد
ریحانه را می گویم
دوباره اس دادم
اما هیچ خبری نشد
رفت که رفت
دلم خیلی شکست
ازش خوشم آمده بود
با آن صدای قشنگش
324
دعا کنید امروز بی خبرم نگذارد
دلم برایش یک ذره شده ...
323
شور شیدایی خود عالمی است که نصیب هرکسی نمی شود و آنکه نصیبش شده اگر توان نداشته باشد غالب تهی می کند. باید مرد میدان باشی تا توان دیده دوختن به نگاری مه پاره داشته باشی و در دم قالب تهی نکنی. چه بسیار عشاق سینه چاکی که از دیده، سوختن را آغاز نمودند و راهشان به همانجا کشید که پروانه ی مدهوش شمع. برای همین است که می گویند آنکه نچشیده نمی داند. از همین رو فرمود: آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم ...
پس برای عاقبتم دعا کن ...
322
زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست راه هزار چاره گر از چار سو ببست
شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو ابرو نمود و جلوه گری کرد و رو ببست
شرح فراق مرا در این دو بیت به خوبی می بینی. آنجا که مرا به شیدایی واداشتی و جلوه گری ها نمودی و اکنون که نقاب بر خود کشیده ای و حسرت دیدارت آرزوی دل من شده است. هر لحظه به امیدی هستم که نسیمی از سوی تو بر من بنوازد و گرمای رخسارت و عطر دلنشینت را برایم به ارمغان بیاورد.
321
یک اس از ریحانه آمده بود
نوشته بود دیگر نمی توانم با شما ارتباط داشته باشم
وقتی جواب دادم و علتش را خواستم
چند ساعت بعد پاسخ هایی داد و اس ام اس هایی رد و بدل شد
حال مادرش خوب نیست
برده اندش بیمارستان
برایش دعا کنید
دوباره امشب اس دادم
خدا کند صبح جواب دهد
خیلی تو فکرشم و اصلا از ذهنم عبور نمی کند ...
320
جواب داد آخر شب میگم
ساعت یازده و خورده ای اس داده که نمیشه امشب صحبت کنیم
دلم خیلی گرفت
دلم خیلی برایش تنگ شد
عاشق صدایش شده ام
خیلی زیبا و نازنین است
اما نشد با هم صحبت کنیم
319
هرجای خانه را که نگاه می کنم خاطره ای از تو جلوی چشمانم رژه می رود و دلم را تنگ تر می کند و تپش قلبم را صدبرابر. نمی دانی که یاد تو افتادن چقدر انسان را سر ذوق می آورد و چقدر دوری را سخت تر می کند.
عیبی نیست
این روزها هم دارد می گذرد و ...
اما آنچه از این روزها عایدم شده اینکه با تک تک سلول هایم دیوانه ات هستم و مجنون وار عاشقت
خودت هم خوب می دانی که چقدر مرا مست خود کرده ای...
318
دقایقی پلک هایم سنگین شد. اگر می دانستم چنین می شود آرزو می کردم تمام عمر مرا خواب بگیرد. همین که خوابم برد تو را در خواب دیدم. دیدن تو برایم مانند افسانه ای شده و این خواب خودش غنیمتی است. مانند پری دریایی بودی. آرام و با وقار. شاداب و سرزنده. جمالت چه شکوهی داشت و چشمان پر فروغت چقدر زلال بود. هر چه بود دقایقی بود که باید عنیمت شمرده می شد. من بود و خیال تو.
317
و سخت تر از همه اینه که همه فکر می کنن حالت خوبه!
الهی!فقط خودت میدونی این تو چه غوغایی هستش
316
دیشب با ریحانه بیست دقیقه تلفنی صحبت کردم
آدرس دادم آمد پای نت عکسمو دید
میگفت چقدر نازی
خیلی خوشش اومده بود
از اخلاقم پرسید
توضیحاتی دادم
بعد از مدتی اس ام اس دادم نظرت چیه
گفت از شوک چند روز پیش خارج شدم
نظرم تغییری نکرده و مشکلی با موقعیت شما ندارم
- ده روز دیگه از ارومیه بر می گردند و میبینمش... (انشاالله)
لیلا کبیری هستم.